تبلیغات
در این وبلاگ گنجی بس عظیم نهفته است... - توحید صمدی قرآنی - آشنایی با یکی از بزرگان
...



 کانال تلگرام عبد حکیم:    abde_hakim@

https://telegram.me/abde_hakim 


ارتباط با مدیر > اینجا

 کتاب سوالات را از کانال تلگرام ما دانلود کنید





رسول الله(ص):من أخلص لله أربعین صباحاًفجّرالله ینابیع الحكمةمن قلبه علی لسانه-هركه چهل روزبرای خداخالص شد،خداوند چشمه‏ های حكمت را از قلبش برزبانش جاری می‏كند (بحار،ج67،ص 249)



********************

کلیپ زیر همان کلیپ سینمایی معروف شماره یک هست که توسط این وبلاگ ساخته شده و تا کنون 31 هزار بیننده و 50 هزار دانلود داشته است ضمنا این کلیپ توضیحانی دارد که در این جا می توانید ببینید و ضمنا بدلیل استقبال گسترده ای که شد قسمت دوم این کلیپ نیز ساخته شد که در انتهای صفحه این لینک می توانید ببینید
موضوع کلیپ سینمایی :
 کلیپی تکان دهنده از قیامت - جهنم - دوزخ - بهشت - فشار قبر و...

[http://www.aparat.com/v/20mRA]



94/9/25 فایلی بسیار مغتنم از یکی از شاگردان استاد سعادت پرور در مورد ریز نکات زیارت کربلا و نجف -دانلود ( از دست ندهید)


یکی از تاثیر گذار ترین کلیپ های آپارات برای حضرت حجت(عج) 

کاری از این وبلاگ


[]


کلیپی بسیار زیبا کاری از این وبلاگ

[]


فرازی از دعای جامعه کبیره ...

«وجعل صلاتنا علیکم وما خصنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزکیه لنا وکفاره لذنوبنا»؛

«و خداوند درودهای ما را بر شما و نیز آنچه از ولایت شما به ما اختصاص داد، همه اینها را سبب پاکی سرشت و اخلاق ما و پاکیزگی جان‌هایمان و پاکسازی و رشد ما و جبران گناهان‌مان قرار داده است».



-------------------

راه خودسازی چیست؟

پاسخ: مهدی طیّب، شراب طهور، ص 22 

برخى به گمان خودسازى، به وادى علم و حكمت رو مىآورند و عمرى را به فراگیرى علوم و اصطلاحات سپرى مىكنند و در پایان راه زندگى، جز ذهنى انباشته از علوم و اصطلاحات، چیزى نصیبشان نخواهد بود و وجودشان از ارزشهاى متعالى انسانى و كمالات والاى الهى بىبهره خواهد بود. قرآن كریم اینان را به چهارپایانى تشبیه نموده است كه كتابهاى فراوانى را بر پشت خود حمل می‌كنند، امّا بهرهاى از آن كتب نصیبشان نیست. مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوریةَ ثُمَّ لَم یَحمِلُوها كَمَثَلِ الحِمارِ یَحمِلُ اَسفاراًمثال كسانى كه دانش تورات را حاملند، امّا حقایق و ارزشهاى آن را حامل نیستند، همچون الاغى است كه كتابهایى را حمل مىكند.[1] پیامبر اكرم9 مىفرمایند: مَن تَعَلَّمَ العِلمَ وَ لَم یَعمَل بِما فیهِ حَشَرَهُ اللهُ یَومَ القِیامَةِ اَعمىهر كه علم بیاموزد و به آنچه در آن است عمل نكند، در روز قیامت خداوند او را كور محشور مىكند.[2]

در مسیر خودسازى آنچه شخص باید در پى آن باشد، دارا شدن حقایق الهى و ارزشهاى متعالى انسانى است و نه صرفاً دانا شدن به آنها. دانستنى ارزشمند است كه مقدّمهى داشتن و واجدیّت باشد و علمى مطلوب است كه شخص را به معلوم برساند.

راه دارا شدن حقایق و ارزشهاى فوق، عرفان عملى و سلوك عارفانه است. عالم و حكیم دانایند و عارف داراست. لذا براى رسیدن به كمال و سعادت حقیقى، راهى جز سلوك عارفانه وجود ندارد. هدف بعثت انبیا : نیز چیزى جز گشودن و نشان دادن این راه و رهبرى و هدایت بشر براى این سلوك و نیل به كمالات و سعادات ناشى از آن، و به بیان دیگر، تبدیل شدن انسان بالقوّه به انسان بالفعل، نبوده است.

عرفان ناب و راستین، عین دین و حقیقت و تمامیّت آن است و طریق حقیقى عرفان، چیزى جز راه انبیاى الهى: نیست و مصداق اتمّ كمال عرفانى را تنها در وجود انبیا و اولیاى الهى و در صدر آنها، پیامبر اسلام و اهلبیت پاك و بزرگوارش: باید یافت.[3]

عرفان اصیل، كه قرآن و عترت معرّف آن و پیامبر اكرم و اهلبیت بزرگوارش تبلور آنند، خاستگاهى جز وحى الهى و معارف معصومین: ندارد. ملاك اصالت عرفان، انطباق و عدم تعارض آن با قرآن و عترت است و هر گونه تعارض، حاكى از نبود خلوص و انحرافى و بدلى بودن است.

گرچه گفتیم متوقّف شدن به حفظ و اندوختن اصطلاحات و الفاظ و اشتغال به بحثهاى علمى و حِكمى دربارهى حقایق دین، به مقصدى كه دین در پى تحقّق آن است نمىانجامد، امّا متقابلاً باید دانست كه متوقّف شدن در اعمال بىروح عبادى و بىبهرگى از اسرار و مقاصد نهفته در آنها و به بیان دیگر، تقدّس خشك و بىبهره از معرفت نیز نمىتواند شخص را به قلّههاى بلند كمال و تعالى برساند و ثمرى جز خسته كردن فرد، درجا زدن و محرومیّت از پیشرفت نخواهد داشت. به فرمودهى امیرالمؤمنین7: اَلمُتَعَبِّدُ بَغَیرِ عِلمٍ كَحِمارِ الطّاحونَةِ یَدورُ وَ لا یَبرَحُ مِن مَكانِهِ:شخصى كه خود را در عبادت به مشقّت مىاندازد، امّا در عبادتش معرفت وجود ندارد، همچون الاغى است كه به سنگ آسیاب بسته شده است؛ به دور خود مىگردد و از جاى خود دور نمی‌شود.[4]

بنابراین از یك سو با انباشتن اطّلاعات و اصطلاحات دینى در ذهن، بدون تلاش در جهت به كار بستن و حاكم كردن آموزههاى آن، و از سوى دیگر با انجام پىدرپى عبادات بى روح و خالى از معرفت، به تعالى و كمال نمىتوان راه یافت. نیل به این مقصود در گرو سلوك عارفانه است و سلوك عرفانى درست، چیزى جز عمل به دستورالعملهاى دین همراه با درك اسرار و رموز آنها و توأم با عشق و شیفتگى نسبت به معبود نیست.



[1] . سورهى جمعه، آیهى 5.

[2] . مجلسى، بحارالانوار، ج 77، ص 102.

[3] . ن.ك. به: مهدى طیّب، سرّ حقّ، فصل اوّل.

[4] . آمدى، غررالحكم، ص 41.

---------------------

چرا باید كار خودسازی را هرچه سریعتر آغاز كرد؟

پاسخ: مهدی طیّب، شراب طهور، ص 20 تا 21 

   راه خودسازى و نیل به قلّههاى بلند كمال انسانى بسیار طولانى است و در مقایسه با آن، فرصت عمر انسان، حتّى اگر عمر درازى باشد، بسیار اندك و كوتاه است؛ بنابراین فرصت اضافى براى هدر دادن و تلف كردن وجود ندارد. در نتیجه، حتّى لحظهاى را نیز نباید از دست داد و باید بىدرنگ كار خودسازى و تهذیب را آغاز كرد و گام در راه تعالى و تكامل گذارد.

آنچه گفتیم در صورت اطمینان از در پیش داشتن عمرى دراز بود. امّا همه مىدانیم چنین اطمینان و تضمینى وجود ندارد و چهبسا انسانهایى كه قبل از رسیدن به كهنسالى، در نوجوانى، جوانى و یا میانسالى، عمرشان به پایان مىرسد و از كجا معلوم ما از این گروه نباشیم و پیش از رسیدن به پیرى، طومار زندگى دنیوى ما درهم پیچیده نشود. در نتیجه، چهبسا فرصت ما براى خودسازى و پیمودن راه تعالى و تكامل بسیار كوتاهتر از آن چیزى باشد كه مىپنداریم. بنابراین فوریّت آغاز كردن خودسازى بسیار زیاد است.

فرصت غنیمت است رفیقان در این چمن

فردا چو برگ گل همه بر باد رفتهایم

   علاوه بر دلایل فوق، باید توجّه داشت كه هرچه از عمر فرد بگذرد و سنّ جوانى به پیرى بگراید، شخصیّت جوان كه همچون مومى نرم و انعطافپذیر است و با اندك نیرو و مجاهدتى، به شكل دلخواه درمىآید؛ به شخصیّت بزرگسالى كه همچون سنگ سخت و تغییرناپذیرى است بدل مىشود و كوچكترین دگرگونى در آن، نیازمند صرف نیرویى بسیار و تلاشى دشوار خواهد بود و این در حالى است كه در سنّ جوانى، وجود شخص، سرشار از نیرو و توانایى است و با بالا رفتن سن، این نیرو و توانایى رو به افول مىگذارد و جاى خود را به ضعف و ناتوانى مىدهد. در نتیجه، جریان زمان به دو لحاظ به زیان شخص پیش مىرود؛ زیرا در جوانى، كار آسانتر و نیروى انجام آن بیشتر و در بزرگسالى و پیرى، كار دشوارتر و نیروى انجام آن كمتر است.

تـو كه مىگویى كه فردا، این بدان
آن درخت بد جوانتر مىشود
خاربن در قوّت و برخاستن
خاربن هر روز و هر دم سبز و تر
او جوانتر مىشود تو پیرتر


كه به هر روزى كه مىآید زمان
وین كَننده پیر و مضطر مىشود
خاركن در پیرى و در كاستن
خاركن هر روز زار و خشكتر
زود باش و روزگار خود مبر

با توجّه به آنچه گفتیم، مسلّم شد كه كار خودسازى را باید هرچه سریعتر آغاز كرد و با امروز و فردا كردن، فرصت را از دست نداد و كار را بر خود دشوار نكرد. پیامبر اكرم9 دراینباره مىفرمایند : اَلفُرَصُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ : فرصتها همچون عبور ابرها می‌گذرد.[1]


پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: تعرّف إلى اللَّه فی الرّخاء یعرفک فی الشّدّه؛ در موقع آسایش خدا را بشناس تا در موقع سختى تو را بشناسد. نهج الفصاحه

لقمان حكیم در مقام اندرز به فرزند خود می‌فرماید: یا بُنَىَّ اِنَّ الدُّنیا بَحرٌ عَمیقٌ قَد غَرِقَ (هَلَكَ) فیها عالَمٌ كَثیرٌ : پسركم! دنیا دریاى ژرفناكى است كه گروه زیادى از مردم دنیا در آن غرق و هلاك شدند.[1]

چه عواملی سبب می‌شود که بسیاری از انسان‌ها به خودسازی نپردازند؟ 1. غرق شدن در زندگی مادی

پاسخ: مهدی طیّب، شراب طهور، ص 15 تا 17 

عوامل بازدارنده از پرداختن به خودسازى

 

1. غفلت از خودسازى در اثر غرق شدن در زندگى مادّى: جذّابیّتهاى ظاهرى گوناگون زندگى مادّى و لذّتهاى مختلف جسمانى و نفسانى دنیوى، گروهى از انسانها را چنان جذب و غرق خود كرده است كه بىوقفه و بىامان، تمام فرصت عمر خود را در مسابقهى برخوردارى و لذّت بردن از جنبههاى ناپایدار دنیوى صرف مىكنند و مهلتى براى اندیشیدن به سؤالهاى بنیادین و حیاتى فوق براى آنها باقى نمىماند. همهى زمان و توان این افراد در دور باطل و تكرار پوچ زندگى حیوانى و شیطانى تباه مىشود. اگر اجل به این گونه اشخاص مهلت دهد و پیش از رسیدن به سنین كهنسالى حیاتشان پایان نیابد، در واپسین سالهاى زندگى، خسته از عمرى تقلّاى بىحاصل، به پوچ بودن راهى كه پیمودهاند پىمىبرند و با حسرت و پشیمانى به دلیل از دست دادن سرمایهى عظیم و گرانبهاى عمر بىهیچ دستاورد قابلقبولى، به خطاى بزرگى كه مرتكب شده و زیان جبرانناپذیرى كه به خود تحمیل كردهاند، آگاه می‌شوند.

بسیارى از افراد، با غرق شدن در جنبههاى مادّى زندگى دنیوى، چنین فرجامى دارند. لقمان حكیم در مقام اندرز به فرزند خود می‌فرماید: یا بُنَىَّ اِنَّ الدُّنیا بَحرٌ عَمیقٌ قَد غَرِقَ (هَلَكَ) فیها عالَمٌ كَثیرٌ : پسركم! دنیا دریاى ژرفناكى است كه گروه زیادى از مردم دنیا در آن غرق و هلاك شدند.[1]

كسانى كه از حقیقت هستى خود غافل ماندهاند و عمرى در جهت برآوردن تمنّیات نفسانى و مشتهیات جسمانى خود تقلّا كردهاند، به فردى مىمانند كه سالها در خانهاى تنگ و تاریك و قدیمى و نمور، با رنج و مشقّت زندگى مىكرد. او كه زمینى بزرگ و مرغوب نیز داشت، سرانجام درصدد برآمد خانهاى بزرگ و مجلّل در آن بنا كند تا از شرّ زندگى مشقّتبار در خانهى قدیمى رها شود و باقى عمر را با آسایش، در خانهى جدید زندگى كند. آن فرد كه براى تأمین معاش، ناچار بود روزها در محلّ كار خود حاضر باشد، تصمیم گرفت بعدازظهرها كه از محلّ كارش برمىگردد، تا شبهنگام استراحت كند و پس از آن به محلّ زمین خود برود و تا نزدیك صبح براى ساخت خانه، در زمین كار كند و پیش از طلوع آفتاب به خانهى قدیمى برگردد و پس از اندكى استراحت و خوردن صبحانه، به سر كار خود برود. در قالب همین برنامه، هر شب تا نزدیك صبح در زمین خود مشغول ساخت بنا بود؛ تا اینكه پس از چند سال، كار احداث خانه به پایان رسید و تصمیم گرفت به خانهى زیبا و مجلّلى كه ساخته بود، اسبابكشى كند. براى اسبابكشى یك روز بیشتر لازم نبود، لذا براى روز بعد، از محلّ كار خود مرخّصى گرفت و از ابتداى صبح، وسایل خود را جمع و بستهبندى كرد و نزدیك ظهر همراه با وسایل، به سوى خانهى جدید روانه شد. امّا به محض اینكه به خانهى جدید رسید و نگاهش به آن افتاد، آه از نهادش برخاست. علّت این بود كه چون كار ساخت بنا را در تاریكى شب انجام مىداد، زمین همسایه را با زمین خود اشتباه گرفته بود و این همه سال به جاى زمین خود، در زمین شخص دیگرى خانه ساخته بود. كسانى كه پیكر جسمانى را با حقیقت هستى خود اشتباه گرفته و عمرى به گمان خدمت به خویش، در جهت تأمین خواستههاى تن خاكى خود تقلّا كردهاند و در پایان عمر، با آمدن مرگ، از خواب غفلت بیدار مىشوند و پىمىبرند كه منِ آنها غیر از تنِ ایشان است، به منزلهى همان شخصى مىباشند كه پىبرد در زمین دیگرى خانه ساخته است.

در زمین دیگران خانه مكن         كار خود كن كار بیگانه مكن

كیست بیگانه، تن خاكى تو         كز براى اوست غمناكى تو

تا تو تن را چرب و شیرین مىدهى         جوهر خود را نبینى فربهى

با توجّه به آنچه گفته شد، انسان فرهیخته و خردمند باید پیش از تباه شدن توان و تمام شدن فرصت، در طلیعهى جوانى و نیل به بلوغ عقلى، با هوشیارى تمام، از غرق شدن در جنبههاى ناپایدار زندگى مادّى و غافل ماندن از حقیقت هستى خود و عدم توجّه به هدف زندگى و در نتیجه، بازماندن از برنامهریزى و سازماندهى عمر و استعدادهاى خود براى نیل به كمال و سعادت واقعى، بهشدّت پرهیز كند و در جهت یافتن پاسخ پرسشهاى بنیادین فوق و جهتدهى زندگى خود بر اساس آنها و نیل به سعادت واقعى از راه خودسازى و تهذیب، اهتمام ورزد.

*


="2">

download cunter