تبلیغات
در این وبلاگ گنجی بس عظیم نهفته است... - وظایف ما نسبت به امام زمان «علیه‌السلام»

وظایف ما نسبت به امام زمان «علیه‌السلام»

حال كه تا حدودى نسبت خود با حضرت را دانستیم و تا حدی به علّت غیبت طولانى و غمبار آن حضرت و ریشه‏هاى آن پى بردیم بهتر مى‏توانیم درباره وظایف قطعى و مسلّم منتظر حقیقى نسبت به حضرت و بعضى از ویژگى‏هاى روحى منتظر سخن بگوییم.

1. دوری از گناه و پیمودن راه تقوا

اولین قدم در كمك كردن به حضرت، اذیّت نكردن ایشان است. ایشان امام زمان ما هستند و بر همه احوالات ما احاطه دارند. آن چه مسلم است، گناه ما براى ایشان آزار دهنده است.

 او امام صالحان و متّقین است و از ما انتظار دارد كه اهل صلاح و تقوا باشیم.

اگر به دعاى حضرت در زمان غیبت توجه كنیم، به خوبى درمى‏یابیم كه حضرت از ما چه انتظارى دارد و ما باید چگونه باشیم تا مورد عنایت و خشنودى ایشان قرار گیریم حضرت در دعاى معروفى كه از ایشان در مفاتیح الجنان نقل شده چنین مى‏فرمایند:

«اَللَّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطاعه وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَه وَ...؛ خدایا روزى ما كن توفیق اطاعت و دورى از گناه و ...»

2. توجه به مظلومیت حضرت‏ ولی عصر«علیه‌السلام»

منتظر به شدت به اضطرار، گرفتارى و مظلومیت مولایش توجه دارد و از آن غفلت نمى‏كند.

آتشى سوزناك و دردى عمیق وجود منتظر را گرفته و از این‏كه مى‏داند مولایش در چه حالى به سر مى‏برد و هنوز شرایط ظهور او فراهم نشده است، به شدت دردمند و بى‏تاب است.

 اساساً بى‏تابى و بى‏قرارى و روزشمارى ركن اصلى مفهوم انتظار است كه بدون این‏ها، انتظارى وجود نخواهد داشت.

3. آماده كردن خود براى ظهور و پیوند با آن حضرت

یكى از مهمترین وظایف منتظر كه بدون انجام آن منتظر بودن دروغى بیش نیست، آماده كردن خود براى ظهور و داشتن پیوند با حضرت در طول مدّت عمر است. منظور از پیوند، علاوه بر انس و رابطه محبّت‏آمیز قلبى، انجام وظایفى است كه در دوران غیبت بر عهده منتظر است.

امام صادق«علیه‌السلام» در تفسیر این آیه شریف كه ‏فرموده است: «یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنوُا اصْبِرُوُا وَ صابِرُوا وَ رابِطوُا؛ اى كسانى كه ایمان آوردید در كار دین صبور باشید و یكدیگر را به صبر دعوت كنید و در برابر دشمن مواظب و مرتبط با هم باشید»، مى‏فرمایند:

«اِصْبِرُوُا عَلَى الْمَصائِبِ وَ صابِرُوا عَلَى الْفَرائِضِ وَ رابِطوُا عَلَى الْاَئِمَّةِ؛ بر مصیبت‏ها صبر كنید و در انجام واجبات استقامت كنید و با امامان خود رابطه داشته باشید».

همچنین درباره عبارت "رابطوا" (رابطه داشته باشید) مى‏فرمایند:

«اَلْمَقامُ مَعَ اِمامِكُمْ؛ همراهى و ایستادگى با امام است.»

هم‌چنین‌ امام ‌باقر«علیه‌السلام»  مى‏فرمایند:

«اِصْبِرُوا عَلى اَداءِ الْفَرائِضِ وَ صابِرُوا عَدُوَّكُمْ وَ رابِطُوا اِمَامَكُمُ الْمُنْتَظَرَ؛ و در انجام واجبات صبر داشته باشید و در مقابل دشمنانتان استقامت كنید و با امام منتظر خود مرابطه داشته باشید.»

4.  یقین به اهمیت و ارزش خدمت به حضرت و پیوند با ایشان

5. سرمستى و افتخار به پیوند با حضرت

6. امید به عضویت در خانواده اهل بیت 

7. دشمنى با دشمنان حضرت«علیه‌السلام»

8.  بصیرت در دین

9. آگاهی نسبت به نوع رابطه خود با حضرت

10.  دعا برای سلامتی ایشان و تعجیل در امر فرج، دعا برای قرار گرفتن در زمره یاران و دعا برای تجدید عهد و پیمان.

منتظر، نگران معشوقش است و از این‏كه به او آزارى و آفتى برسد، آزرده خاطر مى‏شود؛ لذا علاوه بر دادن صدقه براى دفع آفات گوناگون از حضرت همیشه و به خصوص در اوقاتى كه ویژه دعا و به اجابت مقرون است، براى سلامتى او دعا مى‏كند. از جمله دعاى او این دعاى مشهور است:

«اَللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ... خدایا در این ساعت و در همه ساعات، ولىّ و دوستت، حجت بن الحسن را كه درود تو بر او و پدرانش باد سرپرست و حافظ و رهبر و یاور و راهنما و نگهبان باش، تا او را از روى میل و رغبت مردم در روى زمین سكونت دهى و زمانى دراز بهره‏مندش سازى.»

 مؤمن در همه كارها، حضرت و اهداف و خواست او را بر اهداف و خواست خود، مقدم مى‏دارد و از جمله جاهایى كه منتظر، حضرت را بر خود مقدم مى‏دارد، در مرحله دعاست. منتظر، دعا براى حضرت را در رأس همه دعاها و مقدم بر همه خواسته‌های خود قرار مى‏دهد.

دعا براى تعجیل ظهور آن حضرت

منتظر با فهمى كه از آثار و بركات ظهور دارد و نیز آگاهى از خسارت عظیمى كه از تأخیر آن متوجه همه انسان‏ها مى‏شود، از صمیم قلب براى ظهور مولایش دعا مى‏كند و از خداوند تعجیل در این امر را مى‏خواهد. او مى‏داند كه مولایش نیز این دعا را دوست دارد و خود نیز براى ظهور خود دعا مى‏كند و به شیعیانش نیز دستور داده كه براى فرجش بسیار دعا كنند:

«اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ؛ براى تعجیل در فرج بسیار دعا كنید كه این كار خود فرج شماست.»

دعا بدون عمل فایده ندارد؛ یعنى اگر كسى براى فرج امام زمان«علیه‌السلام» دعا مى‏كند، باید براى فرج ایشان تلاش نیز بكند و به تناسب توان خود قدم‏هاى مؤثر و مفیدى براى رفع موانع ظهور و تبلیغ و شناساندن حضرت به دیگران بردارد و ضمناً روح انتظار و به خصوص روح «خدمت در انتظار» را بر خود حاكم كند. چنین شخصى خود به خود در مسیر همان اصلاحاتى كه قرار است حضرت براى آن تشریف بیاورند، قرار گرفته است و عملاً به مصلح جهانى پیوسته است. با حاكمیت چنین روحى خود به خود اصلاحات مادى و معنوى آغاز مى‏شود و این خود فرجى نسبى و از سنخ همان زیبایى‏هایى است كه حضرت به ارمغان مى‏آورند. در واقع كسى كه با پشتوانه روح انتظار، براى تعجیل فرج امام زمان«علیه‌السلام» دعا مى‏كند، چون دعاى او از چنین پشتوانه مهمى برخوردار است، همین دعا او را به حركت عمیق‏تر در جریان خدمت در انتظار مى‏كشاند و همین یعنى فرج و اصلاحات حقیقى. به عبارت دیگر روح انتظار و روح خدمت در انتظار از انسان یك مصلح مى‏سازد كه با مصلح جهانى شباهت و سنخیّت پیدا مى‏كند. با او كارى مى‏كند كه در هر كجا باشد، منشأ خدمات، اصلاحات و پیشرفت‏هاى مادى و معنوى مى‏شود و در هر كجا هست، وجودى مبارك دارد.

بنابراین مى‏توان نتیجه گرفت كه دعاى حقیقى كه همان دعاى از صمیم قلب و همراه با آمادگى و عمل براى ظهور است، نقش اساسى و كلیدى در فرج امام زمان«علیه‌السلام» دارد. اگر هر یك از ما تلاش كند كه دعاگوى حقیقى حضرت باشد، به یقین كمك بزرگى به ظهور حضرت كرده است و به عبارت دیگر هر قدر تعداد دعاگویان حضرت بیشتر شود، به ظهور نزدیك‏تر مى‏شویم.

 امام زمان«علیه‌السلام» دستور داده‏اند كه هر كس از ما براى ظهور ایشان دعا كنیم، پس ما نیز موظفیم امر ایشان را اطاعت نماییم و خود را به عنوان یك دعاگو بسازیم. اگر چنین كردیم و با اضطرار یك مصیبت‏زده كه بار سنگین دورى امام و پدرش را به دوش مى‏كشد، عاجزانه به درگاه الهى دعا كردیم و ناله و ندبه سر دادیم، بدون شك خداوند دعاى ما را اجابت خواهد كرد و موانع ظهور به طور چشم‏گیر و با سرعت برداشته خواهد شد. امام صادق«علیه‌السلام» درباره تأثیر دعاى حقیقى در فرج امام زمان«علیه‌السلام» چنین مى‏فرمایند:

«خداوند به حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» وحى فرستاد كه ساره به زودى فرزندی مى‏آورد و اولادش (بنى‌اسراییل) چهارصد سال گرفتار خواهند شد، چون گرفتارى بنى اسراییل به طول انجامید، چهل صبح رو به درگاه الهى آورده، به گریه و زارى پرداختند. خداوند به موسى و هارون وحى فرستاد كه آن‏ها را از شر فرعون نجات دهد و صد و هفتاد سال از چهارصد سال گرفتارى آن‏ها را برداشت».

سپس امام صادق«علیه‌السلام» فرمودند: «هم‌چنین شما هم اگر مثل بنى اسراییل به درگاه خداوند به گریه و زارى بپردازید، خداوند فرج ما را نزدیك خواهد كرد. امّا اگر چنین نباشید، این سختى تا پایان مدّتش ادامه خواهد داشت».

دعا برای حضرت باید به تناسب شرایط حضرت و شیعیانش باشد. هم حضرت و هم شیعیانش در سختی و اضطرار قرار دارند. لذا دعای ما نیز باید دعای شخص مضطر باشد نه دعای عادی و رسمی و نه دعایی که فقط لقلقه زبان باشد. دعای ما برای حضرت باید همانند دعای کسی باشد که خود یا عزیزترین کسانش در اثر یک بیماری در شرف مرگ قرار گرفته‌اند و پزشکان نیز آنها را ناامید کرده‌ باشند یا دعای کسی که عزیزترین کسانش گم شده‌اند یا به گروگان رفته‌اند و خطر مرگ آن‌ها را تهدید می‌کند. تا مثل بنی اسرائیل با حال اضطرار و از صمیم قلب دعا نکنیم، ما از دعای راستین دوریم و اجابتی هم در کار نخواهد بود. پس بیاییم همه باهم از صمیم قلب و با توجه به حجم عظیم مصائب خودمان و مردم جهان دعا کنیم.

 

 

ضرورت آمادگی برای ملاقات حضرت مهدی«علیه‌السلام» در نگاه امام خمینی «رحمه الله»

امیدها و نویدها

«تمام دستگاه‏هایى كه الان به كار گرفته شده‏اند، در كشور ما و امیدواریم كه در سایر كشورها توسعه پیدا بكند، باید توجه بر این معنا داشته باشند كه خودشان را مهیا كنند براى ملاقات حضرت مهدى«علیه‌السلام».

«ما امروز دورنماى صدور انقلاب اسلامى را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش مى‏بینیم و جنبشى كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالى را نزدیك و نزدیك‏تر مى‏نماید. گویى جهان مهیا مى‏شود براى طلوع آفتاب ولایت از افق مكه معظّمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان.»

خدمت در انتظار

امام خمینی (رحمه الله) درمورد انتظار حضرت ولی عصر«علیه‌السلام» نیز چنین فرموده‌اند:

«از خداى تعالى مسألت مى‏كنم كه ظهور ولى عصر«علیه‌السلام» را نزدیك فرماید و چشم‏هاى ما را به جمال مقدّسش روشن. ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت كنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است.»

صدور انقلاب، بهترین راه زمینه‏سازى براى ظهور

ایشان درمورد پیاده شدن اسلام واحکام اسلامی در جهان فرموده‌اند:

«آواى انقلاب بزرگ ایران در كشورهاى اسلامى و دیگر كشورها طنین انداز و افتخار ساز است. شما ملّت شریف، به جوانان غیور ملّت‏هاى اسلامى هشدار داده‏اید. امید است، با دست تواناى شما، پرچم پر افتخار حكومت اسلامى در تمام اقطار به اهتزاز درآید، این است مسألت من از خداوند تعالى.»

«مساله دیگر صدور انقلاب است كه بارها گفته‏ام ما با كسى جنگى نداریم. امروز انقلاب ما صادر شده است، در همه جا اسم اسلام است و مستضعفین به اسلام چشم دوخته‏اند. باید با تبلیغات صحیح، اسلام را آن گونه كه هست، به دنیا معرفى نمایید. وقتى ملّت‏ها اسلام را شناختند. قهراً به آن روى مى‏آورند و ما چیزى جز پیاده شدن احكام اسلام در جهان نمى‏خواهیم

شما ملّت شریف، به جوانان غیور ملّت‏هاى اسلامى هشدار داده‏اید. امید است، با دست تواناى شما، پرچم پر افتخار حكومت اسلامى در تمام اقطار به اهتزاز در آید، این است، مسألت من از خداوند تعالى. امام خمینی (ره)

غفلت در سیاست و مدیریت

ما در بعد سیاسی و مدیریتی غفلت داشته‌ایم. امام خمینی(رحمه الله) معمار انقلاب اسلامی می فرمایند:«مسؤولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت (ارواحنا فداه) است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منّت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسایل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى مسؤولین را از وظیفه‏اى كه بر عهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولى این بدان معنا نیست كه آن‏ها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانى اسلام است، منصرف كند.»

ولى ما كار سیاسى را براى ارضاى شهوات خودمان انجام دادیم. حزب و جناح تشكیل دادیم، ولى هیچ تناسب و پیوندى با اهداف و انتظار امام زمان از ما نداشت. در جلساتمان دغدغه غیبت غم‏انگیز امام را نداریم و هیچ فكر و طرح و نقشه‏ كوتاه مدّت یا بلند مدّت براى رفع موانع ظهور نداشته‌ایم.

ما حتّى در سطح خانواده خود نیز مدیریت خوبى نداشته‌ایم. ما چه در نقش پدر و چه در نقش مادر سایر اعضاى خانواده را در غفلت خود از امام غرق كردیم و از توجه به او و دوستى با او محروم ساختیم.

ساختن كشور هیچ منافاتى با حركت به سوى ظهور ندارد

طبق آن‌چه كه در فرمایش اخیر امام خواندیم، چه بسا پرداختن به جنبه‏هاى رفاهى و مادى زندگى مردم، مسؤولان را از توجه به آرمان اصلى انقلاب و تشكیل حكومت اسلامى غافل كند كه این غفلت و بى‏توجهى به خصوص وقتى صورت عمدى به خود مى‏گیرد، موجب خیانت به انقلاب، ملّت و امام زمان«علیه‌السلام» است. هیچ مسؤولى حق ندارد، به اسم سازندگى در هر امری از امور مادى و سیاسى كه باشد، حركت رو به رشد انقلاب را به طرف مقصد نهایى آن یعنى ظهور مبارك حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) كُند نماید. این حرف كه ما ابتدا باید یك كشور آباد و نمونه از نظر مادى و مورد قبول جهانیان بسازیم تا همه مردم دنیا با نگاه به این جامعه پیشرفته و مرفه به اسلام و ارزش‏هاى آن علاقه‏مند شوند، هرچند سخنی زیباست و بهره‌ای هم از حقیقت دارد ولی بدون توجه به نکاتی که عرض می‌شود مغلطه و فریبی بیش نیست.

 بى‏شك یكى از اقداماتى كه در این نظام باید صورت گیرد، ساختن جامعه نمونه هر چند كوچك از یك ملّت خوشبخت و مرفه است كه در آن عدالت، رفاه و سایر شاخصه‏هاى خوشبختى وجود داشته باشد، امّا نباید غفلت كرد كه این كار با همه اهمیت و ضرورتى كه دارد، هیچ‏گاه نباید ما را از هدف اصلى انقلاب غافل نماید و حركت آن را كُند نماید، یعنی به قیمت پرداختن به فروع نباید اصول را فراموش کرد.

 این كار نه تنها هیچ منافاتى با هدف اصلى انقلاب ندارد، بلكه اساساً بدون توجه به اصول و آرمان‏هاى اصلى انقلاب، به خصوص ابعاد فرهنگى و معنوى آن ساختن یك جامعه مرفه از نظر مادى و... غیر ممكن است، زیرا وقتى همه هدف‏ها و حركت‏ها و برنامه‏ریزى‏ها صرفاً متوجه مسایل مادى و رفاهى شد، آفات زیادى در روحیه مردم به ویژه خواص پدیدار مى‏شود كه اساساً مانع ساخته شدن جامعه‏اى بر اساس عدالت و رفاه و انسانیت مى‏شود. در نتیجه فاصله طبقاتى زیاد ‏شده و بیشتر امكانات در اختیار قشر خاصى قرار مى‏گیرد و اكثر مردم از امكانات و حقوقشان محروم مى‏شوند و حتى امكانات اولیه از قبیل اشتغال، ازدواج، تحصیل، مسكن و... را نیز نمى‏توانند به راحتى به دست آورند.

 معنویت و تقوا، شرط اول سازندگی و پیشرفت است. خداوند كه خالق انسان و جهان است و بیش از هر كس دیگرى آن‏ها را مى‏شناسد، راه‏هاى خوشبختى مخلوق و بنده خود را بهتر مى‏داند، او در قرآن كریم رشد اقتصادى و به وجود آمدن جامعه‏اى مرفه را از رهگذر حاكمیت تقوا و ارزش‏هاى الهى براى مردم معرفى نموده است و شرط بركت و رشد اقتصادى را تقواى الهى در فرد و جامعه مى‏داند.

(وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِّنَ السَّماءِ وَالاَرْضِ؛ و چنان چه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزكار مى‏شدند همانا ما، درهاى بركات آسمان و زمین را بر روى آن‏ها مى‏گشودیم.)

 مردمى كه به رفاه و آسایش و آزادى بالاترى نسبت به رفاه و آسایش مادى رسیده‏اند یعنى همان آزادى فطرى و معنوى، و رفاه و امنیت روحى و استقلال در برابر استكبار و قدرت‏هاى بزرگ به راحتى ضعف و كمبودهاى رفاهى و اقتصادى را تحمل مى‏كنند و چنین مردمى هرگز نه از مسؤولان خود مى‏خواهند و نه به آن‏ها اجازه مى‏دهند كه به بهانه پرداختن به كارهاى اقتصادى و توسعه و سازندگى‏هاى دیگر، از تحصیل امكانات معنوى و حركت در راه اصلى انقلاب كه براى آن جنگیدند و خون دادند و اسیر و مجروح و معلول شدند، غفلت كنند یا در مسیر کمال و تعالی آن كندى و سستى نمایند.

* راستى مدیرى از مدیران این مملكت که به فكر آسایش و رفاه مردم در جنبه اقتصادى آن است باید بداند با ظهور حضرت بیشترین رفاه نه فقط براى ملّت ایران بلكه براى همه جهانیان حاصل مى‏شود. روایات ما مملوّ از ذكر آثار بابركت ظهور حضرت در جنبه‏هاى اقتصادى، سیاسى، اجتماعى، علمى و... است. پس اگر كسى حقیقتاً براى این مردم دلسوزى‏كند، باید بداند هیچ كس به اندازه امام زمان«علیه‌السلام» قادر نیست، براى مردم جهان خوشبختى و سعادت را در جنبه‏هاى مختلف تأمین كند و چون چنین است، باید با سرعت بیشترى همه امكانات را براى رسیدن به نقطه تاریخى ظهور بسیج كرد.

ضرورت تحول در نگرش مدیریتى نظام

با توجه به آن چه درباره حساسیت مقطع كنونى انقلاب و رسالت جهانى و الهى آن ازمنظر قرآن كریم، كلام معصومین و بنیانگذار انقلاب گفته شد و با توجه به اوضاع كنونى كفر جهانى علیه اسلام، نتیجه مى‏گیریم كه ما، در عصر ظهور و سراشیبى به سوی آن، قرار گرفته‏ایم و به سرعت به حساس‏ترین نقطه تاریخ و مهم‏ترین مرحله آن نزدیك مى‏شویم.

و به همین دلیل امام (‏قدس سره) به اهمیت درك مسؤولان و مدیران نظام جمهورى اسلامى از این شرایط تأكید داشتند. ایشان تنها مدیرانى را لایق مدیریت مى‏دانستند كه قادر به درك حساسیت مقطع كنونى و رسالت و وظایفى كه در این مقطع به عهده آنان است، باشند. به طورى كه صریحاً اعلام نموده‏اند مدیرانى كه حتّى به كار مهم و مقّدس و باارزش تأمین نیازهاى معیشتى و اقتصادى مردم مشغول هستند، اگر در انجام وظیفه اصلى‏شان که سازماندهى و جهت‏دهى فعالیت‏ها به سمت هدف اصلى انقلاب است، كوتاهى كنند، خطرى بزرگ به حساب آمده و خیانتى سهمگین را مرتكب شده‏اند.

رهبر معظم انقلاب مى‏فرمایند:

«بزرگترین مصیبت براى یك ملت این است كه مسؤولان در میان آن ملت، از مسؤولیتهاى حقیقى خودشان غافل بمانند؛ از آن چیزى كه خدا از آنها خواسته است و پایه‏ى اصلى مسؤولیت آنهاست، غافل بمانند؛ به چیزهاى كم اهمیت سرگرم و مشغول بشوند؛ به نفع خود و نفع پرستى خود سرگرم و مشغول بشوند؛ دل آنها به جاى تپیدن براى وظیفه‏ى الهى، براى مسائل كوچك و حقیر بتپد.»

     بازگشت به صفحه قبل