تبلیغات
در این وبلاگ گنجی بس عظیم نهفته است... - سخن اول

 رفتن به قسمتمعرفی استاد (کدام استاد)

                                                 سخن اول

 

یک فرمول اساسی:

إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ (الانعام116)  اگر از اكثر كسانى كه در روى زمین هستند " بدلیل كثرتشان " اطاعت كنى تو را از راه خدا گمراه مى‏كنند " چون اكثریت، دلیل بر بر حق بودن نیست " و اینان از حدس و تخمین و گمان واهى پیروى مى‏كنند (اکثریت دلیل بر حقانیت نیست ، پیامبراکرم(ص) به عمّار فرمود: «یا عمّار! ان رأیت علیّاً قدسلک وادیّاً و سلک النّاس وادیاً غیره فاسلک مع علیّ ودع النّاس ؛ ای عمّار! اگر دیدی علی به راهی می‏رود، و مردم به راهی غیر از او، تو با علی حرکت کن، و مردم را رها کن )

جامعه بطور نامحسوس در طول روز ، در حال تزریق تفکرات ، عقاید ، شیوه های زندگی که برخواسته از اهداف اکثریت و حرکت کلی که جامعه در پیش گرفته است را به فکرو اندیشه ما می باشد ، و این نفوذ در تمامی سطوح جامعه اعم از رادیو و تلوزیون ، تبلیغات ، تیزر ها ، روابط با افراد ، فامیل و... همیشه در حال تحمیل است ، به طور کلی هرچیز که مقبول همه جامعه است (مثلا TV) ، در حقیقت بازتاب سطح فکری جامعه است ، با توجه به فرمول " آیه بالا " که پیام مهندس عالم ، خداوند تبارک و تعالی است ، هر اندیشه ول و رها شده ای در این گرداب حرکت جمعی غرق خواهد شد ، پس لازم است انسان همیشه مسلح باشد ، یعنی باید در زندگی استاد داشته باشد تا معیار و مبنای درست را در دست داشته باشد ، نقشه راه در دستش باشد ، همیشه با خط کش استاد مسائل را اندازه بگیرد ، با نور اندیشه استاد مسائل را ببیند ، ترازو داشته باشد ، همه چیز را وزن کند.

 انسانها نشان دادند که لیاقت پیامبر و امام زنده را ندارند ، چنانکه 124000 پیامبر را کشتند ، لذا خداوند کتابی(قرآن) را در بین ما قرارداد که در خلاء پیامبر و امام ، اهداف خلقت و نقشه مسیر ، در آن ترسیم شده و باز هم در کتاب تاکید کرد اگر نقشه خوانی را بلد نیستید ( که نیستیم) " ْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (7 الانبیاء ، 43 النحل) اگر نمى‏دانید از آگاهان بپرسید" باید بپرسید ، روز قیامت می گویند ما نمی دانستیم یا بلد نبودیم ، جواب می شنوند که: وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ یَتْلُونَ عَلَیْكُمْ آیاتِ رَبِّكُم(الزمر ) نگهبانان دوزخ به آنها مى‏گویند آیا رسولانى از میان شما نیامدند كه آیات پروردگارتان را براى شما بخوانند؟ پس باید بدانیم که ما آیات را داریم ، اما کسی باید آن را برای ما شرح کند ، و این کتاب فقط برای فطرت های پاک و خیالهای طاهر فهمش آسان است اما با این وضع اجتماع و تلقینات مسموم که از زمان کودکی در ما ریشه دوانده است ما مشمول کریمه : " وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (17القمر ) و با اینكه ما قرآن را براى تذكر آسان كرده‏ایم آیا كسى هست متذكر شود؟ " نیستیم ، در ثانی نکته اینجاست که آیه در لفافه اشاره کرده که قرآن برای اهل ذکر آسان است و ما باید مجددا به اهل ذکر رجوع کنیم.

کسی نگوید که سنت ، سیره و قرآن ما را کفایت می کند ، زیرا ما به تنهایی از آیات و روایات یا برداشتهای بسیار سطحی و ابتدایی می کنیم و یا اینکه از آن با برداشتهای شخصی و به قول قرآن با ظن و گمان به بیراهه می رویم ((درد ما این است که بسیاری از افراد که حتی 2 جلسه از اساتید قوی ( توجه : منبری استاد نیست ) استفاده نکرده اند ، فلسفه و دلیل خلقت و زندگی را از روزنه گمان خود آنچنان حق به جانب و مطمئن اما کوچک و بی معنا تفسیر می کنند که انسان انگشت حیرت به دندان می گزد ))

یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ(الجمعه 2) آیات او را بر آنان مى‏خواند و آنان را تزكیه مى‏كند و به آنان كتاب (آسمانى)و حكمت مى‏آموزد . بنابر این استادی باید باشد تا راه تزکیه شدن را به ما بیاموزد ، کتاب را بیاموزد ، حکمت را بیاموزد ، که قرآن به تنهایی برای همگان کافی نیست و حتما استاد نیاز است.

امام سجّاد(علیه السلام):«هَلَكَ مَنْ لَیْسَلَهُ حَكیمٌ یُرْشِدُهُ » هلاك است كسى كه دانشمندى وى را راه نما نباشد.

در این سالها بارها آزمودیم که هر گاه خودمان را از شنیدن مباحث استاد محروم کردیم حتی برای چند روز ، حرارت دل رو به سردی گرایید و نهال شوق خدا جویی رو به خشکی نهاد.

پیشنهادی از عمق جان :

بر وفق حال خود ، حتما یک یا چند استاد را در مقاطع مختلف زندگی انتخاب کنید و بر خود واجب کنید تا هر شبی حداقل نیم ساعت اندیشه خود را از ایشان سیراب کنید . در مثال ما گلهای پیچکی هستیم که به سرعت در حال رشد به سوی بیکران های ابدیت هستیم ، پس باید باغبانی چیره دست دائما اندیشه مان را بر بند صراط مستقیم هدایت کند ، در غیر این صورت شاخه های ما به سمت جهنمی از سراب رشد می کنند ،

امام صادق (علیه السلام): الْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ الطَّرِیقِ لَا یَزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ إِلَّا بُعْداً (کافی ج1 ص 43) کسیکه بدون بصیرت و آگاهی عملی را انجام دهد، مانند رونده ای می ماند، که در مسیر اشتباه، قدم بر می دارد ، در این حالت این فرد هر قدر ، به سرعتش اضافه کند ، در واقع از مقصد خود دورتر می شود!

1- شناخت و آگاهی از صحیح ترین و مستقیم ترین مسیر و گرفتار نشدن در سراب ها توسط استاد.

2 - استقامت در مسیر ، تبدیل کردن شناخت و آگاهی ها به دارایی بوسیله شنیدن و تمرین مستمر .

لذا جدا عرض می کنم هرگاه که از مباحث استاد غافل شدیم سخت ضربه خوردیم .

دلیلی دیگر

 وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثرْةُ الْخَبِیثِ  فَاتَّقُواْ اللَّهَ 

 هر چند فراوانی پلیدان و ناپاکان تو را به شگفت آرد ، از مخالفت خدا بپرهیزید (المائده 100)

 

قدم اول : به هر حال بهترین حالت ممکن این هست که فرم مشاوره استاد شجاعی رو پرکنید

اگر ایمیلی نشد فرم رو پرینت بگیرید کامل کنید و به آدرس موسسه پست کنید

یا اینکه فرم کامل شده رو اسکن کنید و ایمیل کنید که خیلی سریع تر و راحت تر هست

و تا اون موقع برای شروع چهارتا سی دی رو بصورت همزمان و موازی شروع کنید 

اولین و مهمترین = راه شناسی ( راه شناسی و دشمن شناسی رو از اینجا دانلود کنید)

دشمن شناسی 

مهندسی فکر

یاد خدا

و البته قبل از شروع این مباحث مهارت های زندگی 4 عدد تصویری پیش نیاز عمومی مباحث هست

به این صورت که هر روز به نوبت یکی از هر مبحث رو گوش کنید

مثلا روز پنجم ، از هر چهار مبحث به درس پنجم رسیده باشید 

این شیوه رو جناب استاد معظم محمد شجاعی تاکید دارند که در مباحث دچار عادت و یکنواختی نشوید و اینکه فرصت هضم مباحث رو داشته باشید و هم اینکه در این سه روز فاصله باشه تا امتحان های اون درس رو پس بدید

سه تا کتاب به غیر از کتاب هایی که جناب استاد در برنامه تجویز می کنند برای بنده خیلی تاثیر گذار بوده

اولین کتاب : تذکرةالمتقین شیخ بهاری همدانی که یکی از اولیاء می فرمود ده مرتبه آن را بخوانید

دوم : کتاب کیمیای محبت شیخ رجبعلی خیاط

سوم : کتاب اداب الصلاة حضرت امام خمینی ره ( دقت کنید با کتاب اسرار الصلاة حضرت امام اشتباه نگیرید که اسرار خیلی سنگینه و حضرت امام کتاب اداب رو برای عوام و کتاب اسرار رو برای خواص نوشته اند)

ضمنا آغاز تحول برای بنده در سن حدودا 15 سالگی از کتاب معاد آیةالله دستغیب بود.