تبلیغات
در این وبلاگ گنجی بس عظیم نهفته است... - مطالب ناب


*******

عماریاسر از صحابه پیامبر بود روزی پیامبر به او عرض کرد که تو توسط لشکر فردی ملعون و ستمگر کشته خواهی شد، این نقل قول پیامبر زبانزد خاص و عام شده بود و همه منتظر بودند که بدانند آن فرد ستمگر کیست؟ مدتها میگذرد تا اینکه عماریاسر در رکاب امیرالمومنین(ع) در جنگ صفین توسط لشکر شام شهید میشود. خبر این موضوع همه جا بیان میشود و باعث سست شدن پایه های حکومت شام از درون میشود. تااینکه معاویه حیله ای بکار میبرد و میگوید همه جا جار بزنید که آن فرد ستمگر علی(ع) است که عمار را به مصاف با ما فرستاد و علی (ع) مسبب قتل اوست نه ما ! که با جواب دندان شکن امام علی مواجه میشود که گفت: اگر از نظر شما من مسبب قتل عمارم حتما مسبب قتل حمزه عموی پیامبر(ص) هم پیامبر است که اورا به جنگ فرستاد.


**********


* ان الله لایحب المسرفین - مهمترین اسراف ، اسراف عمراست ، و اسراف آب و نان در برابر آن خیلی ناچیز است و خداوند بزرگوار و کریم است،  اما چیزی گرانبهاتر از عمر نیست، و در سرای آخرت اول از دو چیز سوال می کنند ،  جوانی و دوم عمرت را در چه راهی گذرانده ای و با اینکه جوانی جزء عمر اسا اما جدا سوال می کنند . مناجات شعبانیه : "ابلیت شبابی فی سکره التباعد منک..." جوانی ام در مستی دوری از تو گذشت... 


* وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقیماً-انعام126-این است راه راست پروردگار تو. انسان هم میتواند دایره باشد و هم خط راست .انتخاب با خودش است:تا ابد دور خودش بچرخد یا تا بینهایت ادامه بدهد و برود... اهْدِنَاالصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ ما را براه راست هدایت فرما...


* بسم الله الرحمن الرحیم  * والکاظمین الغیظ عافین عن الناس

کسانیکه خشم خود را کنترل می کنند از خلق الله در امان هستند.

به بزرگی گفتند: فلانی، بر تو می خندد. او گفت: اِنَّ الّذینَ اَجْرَموا کانوا مِنَ الّذینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ؛ همانا بدکاران بر اهل ایمان می خندند (المطففّین: 29)


* روزی عبدالملک (پنجمین خلیفه اموی) از امام زین العابدین درخواست موعظه کرد. حضرت فرمود: آیا واعظی بالاتر از قرآن وجود دارد؟ خداوند می فرماید: وَیْلٌ لِلْمُطَفَّفین؛ وای بر کم فروشان. (مطففّین: 1) وقتی سخن خدای متعال درباره کم فروشان چنین است، پس چگونه است حالِ کسی که همه اموال مردم را چپاول کند؟


الهی پیشانی بر خاک نهادن آسان اما دل از خاک برداشتن دشوار است . (الهی نامه علامه حسن زاده آملی)


*خداوند بی نهایت است ، اما ،به قدر نیاز تو فرود می آید ،  به قدر آرزو های تو گسترده میشود و به قدر ایمان تو کارگشا میشود

* وقتی خداوند از پشت، دستهایش را روی چشمانم گذاشت، از لای انگشتانش آنقدرمحو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم . . .

* شک دارم که خالق دانه های انار زندگی مرا بی نظم چیده باشد...

***

* خدایا ! من چیزی نمیبینم .آینده پنهان است.

ولی آسوده ام ،چون تو را می بینم

و تو همه چیز را . . .

آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . . .

* به سر کوچه ای رسیدم پیرمردی از آن خارج می شد ،  به من گفت: نرو که بن بسته! گوش ندادم،رفتم.. وقتی برگشتم به سر کوچه پیر شده بودم...

اگر پند خردمندان به شیرینی نیاموزی جهان آن پند با تلخی،بیاموزد تو را روزی

* گاهی خدای مهربان دری را به روی ما می بندد و درهای دیگر باز میکند ولی ما چنان به آن در بسته چشم می دوزیم که درهای باز شده را نمی بینیم.

*  امام حسین (ع) كسی كه بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آرزویش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود.

* اگــر بــه پــــروانـــه شـــدن، اعــتــقــاد داری ،پـس بگـــذار، روزگار هـرچــقـدر می خـواهــد،" پـیـلــه" کـــنــد!!

* خدایا نادانی دیروز شادی امروزم را گرفت، پس نادانی امروزم را بگیر تا شادی فردایم را از دست ندهم.

* خداپرستی آن است که؛ خودپرستی را رها کنی ...

*  این همه لطف خواجه از بندگی مجاز ماست    - - -   ار به حقیقت این بود خواجه به ما چه ها کند

* حب وطن در دین قرار گرفته  >  جانم فدای اسلام، آنکه دین را به خاک بفروشد ، وطن را به نان می فروشد.

همیشـه دیدیم و شنیدیم کـه میگن :
این / حُ س ی ن / کیست
کـه عالم همـه دیوانـه ی اوست ..
. حالا فکرشو بکن :
این // خُــــــ
ـــــدا // کیست کـه ارباب هم آواره ی اوست ...

 

 

در زبان انگلیسی واژه های

FriEND (دوست)

BoyfriEND (دوست پسر)

GirlfriEND (دوست دختر)

BestFriEND (بهترین دوست)

همشون سه حرف END (خاتمه-پایان) رو بهمراه دارن.

اما کلمه FamILY (خانواده) سه حرف ILY رو داره که همون مخفف
I Love You” میباشد

و جالبه بدونین :

FAMILY= Father And Mother I Love You-

جالبه نه ؟؟؟؟!!!

 

******

 

 و خدا خواست که یعقوب نبیند هرگز !!! شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟؟؟

 

***********************

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق ، آن شب مست مستش کرده بود...
فارغ ز جام الستش کرده بود...

سجده ای زد بر لب درگاه او
 
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت : یا رب،از چه خوارم کرده ای..

بر صلیب عشق دارم کرده ای..

خسته ام زین عشق،دل خونم مکن
من که مجنونم،تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو...من نیستم

 

 گفت : ای دیوانه! لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم 
صد قمار عشق یک جا باختم
  
کردمت آوارهء صحرا نشد 
گفتم عاقل می شوی اما نشد  

سوختم در حسرت یک یا ربت 
غیر لیلا برنیامد از لبت  

روز و شب او را صدا کردی ولی 
دیدم امشب با منی گفتم بلی  

مطمئن بودم به من سرمیزنی 
در حریم خانه ام در میزنی  

حال این لیلا که خوارت کرده بود 
درس عشقش بیقرارت کرده بود  

مرد راهم باش تا شاهت کنم 
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

***********************