تبلیغات
در این وبلاگ گنجی بس عظیم نهفته است... - آشتی با امام زمان عج - حقیقت انسان

            بازگشت به صفحه قبل

انسان هر چند در بُعد طبیعى و دنیایى‏اش داراى ابعاد جمادى، گیاهى و حیوانى است، اما حقیقت او و كمالات او به عنوان یك انسان كه مى‏تواند مظهر خدا و خلیفه او باشد، از سنخ كمالات جمادى، از قبیل وزن، حجم، بدن، رنگ، بو و کمالات گیاهى از قبیل رشد، تغذیه، قدرت بدنى و... نیست. هم‌چنین انسانیت او به غرایز و عواطف حیوانى از قبیل انواع شهوات حیوانى، تشكیل خانواده و تشكیل اجتماع و طى مدارج اعتبارى در اجتماع، كار، تفریح، مسكن‌گزینى و... نمى‏باشد، بلكه حقیقت او و كمالات او غیر از این كمالات است.

خداوند انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و به فرشته‏ها امر كرد تا بر او سجده كنند و آنها را خادم او قرار داد. در عظمت مقام انسان همین بس كه خداوند از روح خود، در او دمیده و حقیقت او را همان روح الهى قرار داده است و او را خلیفه خود در زمین و مظهر تمامى اسماء و صفات خود گردانید ؛ یعنى به انسان وجود نامحدودى عطا كرده كه مى‏تواند تمامى اسماء و صفات خداوند را - كه نامحدود است - در خود، جلوه‏گر‌كند.

در نتیجه، حقیقت انسان یك حقیقت فوق طبیعى و غیر دنیایى است كه از عوالم فوق طبیعت به جسم و كالبد او تعلق گرفته است. وجود فوق طبیعى و الهى انسان، پس از اقامت موقّت در زمین، به سوى اصل و حقیقت خود، یعنى جایگاه روح الهى بازگشت صعودى دارد.(اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ؛ ما از خداییم و به سوى او باز مى‏گردیم.)

لذا حركت در این مسیر و رسیدن به جوار رحمت الهی با شناخت و معرفت امكان پذیر است.

امیرالمؤمنین«علیه‌السلام»  مى‏فرمایند:

«رَحِمَ اللَّهُ امْرِءاً عَلِمَ مِنْ اَیْنَ وَ فى اَیْنَ وَ اِلى اَیْنَ؛ خدا رحمت كند كسى را كه بداند از كجا آمده، دركجا هست و به كجا مى‏رود.»

امّا سؤالی که به ذهن خطور می‌کند این است كه انسان چگونه مى‏تواند به این سه مرحله، علم پیدا كند؟

دو مرحله «من أین» (از کجا آمده) و «إلی أین» (به کجا می‌رود) مربوط به ماوراى طبیعت است که علم آن در اختیار معصومین می‌باشد و مرحله «فی أین» (در کجا هست) مربوط به عالم طبیعت است که شناخت آن به پنج مرحله  مهم به شرح ذیل، تقسیم می‌شود:

1 ـ شناخت جسم انسان

2 ـ شناخت روح انسان

3 ـ شناخت رابطه جسم و روح و تأثیر متقابل آن‏ها بر یكدیگر

4 ـ شناخت عالم طبیعت بدون انسان؛

5 ـ شناخت رابطه طبیعت با انسان (یعنى مجموع روح و بدن او) و كیفیت تأثیر متقابل آنها بر یکدیگر.

هر مكتبى كه بخواهد همه مصالح بشر را تأمین و تضمین كند و او را به خوشبختى برساند، باید مبتنى بر شناخت انسان در دو مرحله فوق طبیعى و شناخت‏هاى پنج‏گانه مربوط به عالم طبیعت باشد.

اگر مجموعه دانش بشرى درباره پنج مرحله طبیعت و نیز در مرحله ماورای طبیعت را ملاحظه كنیم، خواهیم دید كه بشر با همه پیشرفت‏هایى كه داشته، به دانش اندكى از هر یك از این علوم پنج‏گانه رسیده است. از دانشمندان علوم مرتبط به این پنج مرحله طبیعت هیچ كس چنین ادعایى نكرده است كه به تمام دانستنى‏ها دست یافته، بلكه به عكس بسیارى از دانشمندان بزرگ در هر یك از این رشته‏هاى پنج‏گانه به عجز و اندكى دانش خود در برابر همه آن چه كه باید و مى‏خواهند بدانند، اعتراف کرده اند.

با این وصف، پس چه كسى این علوم را در اختیار بشر قرار مى‏دهد و اساساً به سراغ چه كسى باید رفت؟

پاسخ بسیار روشن و بدیهى است. باید به سراغ كسى رفت كه انسان را با تمام ابعاد وجودی‌اش و براى رسیدن به هدفى بس بزرگ و عالى خلق كرده و تمام سه مرحله عالم وجود را ایجاد نموده است. آرى باید به سراغ خداوند علیم و حكیم رفت، چرا كه غیر از او هیچ‌كس این سه مرحله را به طور كامل نمى‏شناسد