تبلیغات
در این وبلاگ گنجی بس عظیم نهفته است... - حدیث معرفت امیرالمومنین به نورانیت

متن کامل عربی + ترجمه فارسی حدیث معرفت امیرالمومنین به نورانیت 


امیر الموئمنین (ع) :هیچ یك از شیعیان ما به حد بصیرت نمی رسد تا مرا به نورانیت بشناسد

معرفت به نورانیت امیرالمومنین صلوات الله علیه ابوذر غفاری ازسلمان فارسی سوال كرد معرفت امیرالمومنین «علیه السلام» به نورانیت چگونه است؟ گفت: ای جندب (لقب اباذر) بیا برویم تا ازخود آن حضرت سوال كنیم می گوید: نزد آن حضرت آمدیم و او را نیافتیم درآن جا منتظر ماندیم تا تشریف آوردند حضرت فرمود: چه باعث شده كه اینجابیایید ؟ گفتند : آمدیم تا از معرفت شما به نورانیت سوال كنیم مولا فرمودند: خوشامدید ای دوستان من كه در دین خود متعهد وپاینده هستید وكوتاهی نمی كنید ، وهر آینه دانستن این مطلب برهرمرد مومن وزن مومنه ای واجب است سپس فرمودند: ای سلمان و ای جندب ایمان كسی كامل نمی گردد تا به حقیقت و نورانیت من معرفت پیدا كند و وقتی چنین شناختی از من پیدا كرد ازكسانی می شود كه خداوند قلب اورا برای ایمان امتحان كرده وسینه اش را برای اسلام گشاده كرده وعارف آگاه شده است وكسیكه دراین گونه معرفت وشناخت كوتاهی كند او درشك وتردید باقی می ماند ای سلمان و ای جندب شناختن من به نورانیت درحقیقت شناختن خداست وشناخت خدا درحقیقت معرفت من به نورانیت است واین دین خالص است كه خدای سبحان فرموده است: ( وبندگان امر نشدند مگر به اینكه خدا را خالصانه ودرحالیكه دین خود را خالص كرده اند عبادت كنند، نماز را به پادارند وزكات را بپردازند واین دینی است كه از افراط وتفریط به دور ودر حد اعتدال است سوره بینه /5) فرموده است : امر نشدید مگر به نبوت محمد صل الله علیه وآله واین دین سهل وآسان محمدیه است بعد درتفسیر (یقیموا الصلاة ) فرمود: هركس ولایت مرا به پاداشت نماز را به پاداشته است ،وبه پاداشتن ولایت من سخت ودشوار است كه آن را تحمل نمی كند وطاقت پذیرش آن را نداردمگر فرشته مقرب یا پیغمبر مرسل ویا بنده مومنی كه خدا قلب اورا ازایمان امتحان كرده باشد پس فرشته زمانی كه مقرب نباشد وپیغمبر مرسل نباشد ومومن هنگامی كه امتحان شده نباشد نمی تواند آن رابپذیرد سلمان عرض كرد: ای امیرالمومنان ،مومن كیست وحدود ایمان چیست؟ آن رابیان فرمائید تا كاملا بشناسم فرمود: مومن امتحان شده كسی است كه درامور ولایت ما چیزی به او نمی رسد مگر اینكه خدا سینه اش را برای قبول آن باز می كند وبدون هیچگونه شك وتردیدی آن را می پذیرد . ای ابوذر ، بدان من بنده خدا وخلیفه او بر بندگان هستم ، ما را خدا قرارندهید وآنچه می خواهید درفضیلت ما بگویید وبدانید به باطن مقامات ما ونهایت آن نخواهید رسید خداوند متعال به ما كمالاتی وعنایاتی برتر ازآنچه گوینده شما وصف كند یا به قلب یكی از شما خطور كند مرحمت فرموده است ، و وقتی مارا اینگونه شناختید شما مومن هستید . سلمان گوید : عرض كردم ای برادررسول خدا ! كسی نماز را به پاداشته كه ولایت شما را بر پاداشته باشد؟ فرمود : بلی ای سلمان : شاهد آن وتصدیق این مطلب ، فرمایش خداوند است كه درقرآن می فرماید(واستعینوا بالصبر والصلاة وانها لكبیرة الا علی خاشعین سوره بقره/45) مراد ازصبر دراین آیه شریفه رسول خدا ص است ومقصود ازنماز برپاداشتن ولایت من است ... زیرا ولایت است كه تحمل آن سخت است وفقط خاشعین می توانند آن را بپذیرند وخاشعین شیعیان عارف وآگاه هستند ودر خارج می بینیم كه گروههایی مختلف از مرجئه، قدریه، خوارج ، نواصب وغیر اینها همگی به محمد ص اقرار واعتراف دارند ودرآن اختلاف ندارند وفقط درباره ولایت من است كه اختلاف كرده اند آن را اكثرا انكار نمودند وجز عده كمی نپذیرفتند كه این آیه به آن ها اشاره فرموده است... وكسیكه اقراربه ولایت من نداشته باشد اقرار او به نبوت محمد ص سودی برایش ندارد زیرا این دو فرین یكدیگرند به خاطر اینكه نبی اكرم پیغمبر است كه به سوی مردم فرستاده شده وامام وپیشوای آنهاست بعد از او علی امام وپیشوای مردم وجانشین محمد است ... اول ما محمد است ، وسط ما محمد است و آخر ما محمد است پس هركس معرفتش به من كامل باشد او بردین قیم واستوار الهی است ... حضرت فرمود: من ومحمد ص یك نور از نور خدا بودیم آنگاه خداوند این نور را امر فرمود دونصف گردد به نیمی از آن فرمود محمد باش وبه نصف دیگر آن فرمود : علی باش لذا رسول خدا ص فرمود : علی ازمن است ومن از علی ادا نمی كند از طرف من مگر علی آن هنگامی كه ابوبكر(.....) را برای برائت از مشركین به طرف مكه فرستاد جبرئیل فرود آمد وعرض كرد ای رسول خدا پروردگارت فرموده است آن را خودت یا شخصی از خودت ابلاغ كند مرا به دنبال ابوبكر (....) فرستاد تا اورا برگردانم او به رسول خدا ص عرض كرد : آیا درباره من چیزی نازل شده فرمود : نه ولی این كار را انجام نمی دهد مگر من یا علی ای سلمان و ای جندب كسیكه شایستگی ندارد دستوری را از طرف رسول خدا ص ابلاغ كند چگونه صلاحیت وامامت پیشوایی مردم را خواهد داشت؟؟؟ ای سلمان و ای جندب .... محمد سخنگو گردید ومن ساكت ودرهر زمانی یكی باید ناطق ودیگری ساكت باشد ای سلمان: محمد ص بیم دهنده گردید ومن هدایت كننده واین فرمایش خداوند است كه میفرماید : ( انما انت منذر ولكل قوم هاد سوره رعد/7) مراد ازمنذر دراین آیه رسول خدا ص ومقصود ازهادی من هستم ..... محمد ص جمع كننده گردیده ومن نشر دهنده محمد ص اختیار دار بهشت گردیده من اختیاردار دوزخ : به آن می گویم این رابگیر وآن را رها كن محمد ص لرزاندن زمین وزلزله گردید ومن اختیاردار صداهای شدید ورعد وعرّش شدم ومن صاحب لوح محفوظم وخداوند علومی كه درآن است به من الهام نموده است ... محمد ص صاحب دلالت ها وراهنمایی ها شد ومن صاحب معجزات نشانه ها وعلامات شدم محمدص خاتم انبیا گردید ومن خاتم اوصیا شدم ودرآیه مباركه (الصراط المستقیم سوره حمد/6) من مقصود از صراط المستقیم هستم ومن نبأ عظیم هستم .آن خبر مهمی كه درآن اختلاف كردند درآیه ( النبأ العظیم- الذی هم فیه المختلفون سوره نبأ/2و3) منم وكسی جز درولایت من اختلاف نكرد محمدص صاحب دعوت گردید كه مردم را به طرف خدا بخواند ومن صاحب شمشیر كه سركشان آن ها را نابود كنم محمد پیغمبر مرسل گردید ومن صاحب امر آن حضرت.... محمدص حجت وبرهان برای مردم اقامه كرد ومن حجت خدا گردیدم خداوند برای من قرارداد آنچه را كه هیچكس از اولین وآخرین ندارد حتی پیغمبران مرسل و فرشتگان مقرب از آن بی بهره اند سپس فرمود : ای سلمان و ای جندب : عرض كردند : بلی ای امیرمومنان علیه السلام فرمود: منم كه نوح را دركشتی به امر پروردگارم آرامش بخشیدم واورابه ساحل رساندم ،منم كه یونس را ازشكم ماهی به اذن خداوند خارج كردم منم كه موسی را ازدریای نیل به امر خداوندعبور دادم منم كه ابراهیم رااز آتش نجات دادم منم كه نهرها را جاری وچشمه ها را جوشان ودرخت ها را بر جا نهادم ومن عذاب یوم الظله ام (سوره شعرا/189) من ندا كننده ام از محل نزدیكی كه جن وانس آن رابشنوند منم كه هر روزصدای جبارین ومنافقین را با لغت خود آن ها می شنوم . منم خضری كه موسی را تعلیم داد ومن معلم سلیمان بن داودم من ذوالقرنین ام ومن قدرت پروردگار می باشم .... ای سلمان و ای جندب : كسیكه ازما بمیرد درحقیقت نمرده وكسیكه ازما غائب گردد درحقیقت غائب نیست و كسیكه ازما كشته شود درحقیقت كشته نیست سپس فرمود ای سلمان وای جندب عرض كردند : بلی ای امیرالمومنین علیه السلام فرمود: من فرمان روای همه مردان مومن وزنان مومنه ازگذشتگان وآیندگان هستم وبه روح عظمت تأیید شدم وبا همه این اوصاف بنده ای ازبندگان خدا هستم ما را خدا ننامید وسپس آنچه می خواهید در فضیلت ما بگویید وهرچه تلاش كنید به حقیقت آنچه كه خداوند برای ما قرار داده بلكه به یكدهم از یكدهم آن نخواهید رسید به خاطر اینكه ما نشانه های خداوراهنمایان وحجت وجانشینان وامینان وپیشوایان ازطرف او هستیم ما چهره زیبای خدا وچشم بینای او و زبان گویای او هستیم به سبب ما خداوند بندگانش را عذاب می كند وبه سبب ما پاداش می دهد ومارا ازمیان خلق خود برگزیده واختیار گردانیده وطاهر كرده واگر كسی چون وچرا كند واعتراض به گزینش پروردگار نماید به خداوند كافر گشته ومشرك است زیرا ( ازآنچه خدا انجام می دهد سوال نمیشود او مورد بازجویی قرار نمی گیرد بلكه بندگان هستند كه بازخواست می شوندسوره انبیا/23) سپس حضرت فرمودند: من به اذن پروردگارم می میرانم وزنده می كنم .به اذن او به آنچه می خورید وآنچه درخانه هایتان اندوخته می كنید خبر می دهم وآنچه را دردلهایتان پنهان می كنید می دانم وامامان دیگر از فرزندان من اینها را می دانند وهرگاه دوست داشته باشید وبخواهید چنین كاری می كنند زیرا ما همگی یك حقیقت هستیم . اول ما محمد است وسط ما محمد است وهمه ما محمد هستیم پس بین ما فرق نگذارید ، ما هرگاه بخواهیم خدا می خواهد وهرزمان نپسندیم خدا نمی پسندد بدبختی وتمام بدبختی نصیب كسی می شود كه فضایل ما وخصائص ما وآنچه را كه خدا به ما عنایت كرده انكار كند، زیرا كسیكه چنین كند درحقیقت قدرت خداوند وخواست و مشیت پروردگار را درباره ما نپذیرفته وانكار كرده است ای سلمان و ای جندب خداوند به ما برتر و والاتر وبزرگتر از همه ی اینها عطا كرده است عرض كردیم : ای امیر مومنان علیه السلام آن چیست كه بزرگتر از همه اینها است فرمود: پروردگار ما به ما اسم اعظم عطا كرده وبخشیده است كه با آن آسمان ها وزمین وبهشت وجهنم را می شكافیم ودر می نوردیم به آسمان بالا می رویم وبه زمین فرود می آییم به مغرب میرویم وبه مشرق میرویم به عرش الهی قدم گذاشته ودرپیشگاه الهی برآن می نشینیم وهر چیزی حتی آسمان ها ، زمین، خورشید، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان، جنبندگان، دریا ها، بهشت وجهنم ازما اطاعت می كنند تمام اینها را خداوند به اسم اعظمی كه به ما آموخت وبه ما اختصاص داد عطا كرده است وبا تمام این اوصاف ما می خوریم و می آشامیم ودرمیان بازار ها راه میرویم واین امور را به امر پروردگارمان انجام می دهیم وما بندگان با كرامت خداوندیم كه اورا به گفتار سبقت نمی گیریم وبه امر وفرمان او عمل می كنیم ما را معصوم وپاك قرار داد وبر بسیاری ازبندگان مومنش برتری بخشید وما می گوییم : (حمد وسپاس مخصوص خداوندی است كه ما را هدایت نموده واگر هدایت ولطف الهی نبود به آن راه نمی یافتیم سوره اعراف/43 ) و ( كافرین سزاوار عذاب شدند وعده ای عذاب درباره آنها حتمی است سوره زمر/ 71 ) وآن ها كسانی هستند كه آنچه خداوند به ما بخشش واحسان نموده قبول ندارند وانكار می كنند ای سلمان و ای جندب این است پاسخ شما كه از معرفت من به نورانیت پرسش نمودید آن را حفظ كنید ونگهدارید كه باعث رشد وكمال است وهمانا هیچ یك از شیعیان ما به حد بصیرت نمی رسد تا مرا به نورانیت بشناسد و وقتی چنین معرفتی پیدا كرد به حد بصیرت وبلوغ وكمال رسیده ودرمیان دریای از علم فرورفته ودرجه ای ازفضل وبرتری را پیموده اند وبر سری از اسرار پروردگار وگنجینه های پوشیده او آگاهی یافته اند. 



مدرك این حدیث : 



مشارق الانوار ص160 



بحار الانوار ج26ص1-7 ح1 



القطره به نقل از این دو





 



متن عربی حدیث



بسم الله الرحمن الرحیم  1- أقول: ذکر والدی رحمه الله أنه رأی فی کتاب عتیق جمعه بعض محدثی أصحابنا فی فضائل أمیرالمؤمنین علیه‏السلام بهذا الخبر، ووجدته أیظا فی کتاب عتیق مشتمل علی أخبار کثیرة. قال: روی عن محمد بن صدقة أنه قال: سأل أبوذر الغفاری سلمان الفارسی رضی الله عنهما یا أباعبدالله ما معرفة الامام أمیرالمؤمنین علیه‏السلام بالنورانیة؟ قال: یا جندب فامض بنا حتی نسأله عن ذلک، قال: فأتیناه فلم نجده. قال: فانتظرناه حتی جاء قال صلوات الله علیه: ما جاء بکما؟ قالا جئناک یا أمیرالمؤمنین نسألک عن معرفتک بالنورانیة قال صلوات الله علیه: مرحبا بکما من ولیین متعاهدین لدینه لستما بمقصرین، لعمری أن ذلک الواجب علی کل مؤمن ومؤمنة، ثم قال صلوات الله علیه: یاسلمان ویا جندب قالا: لبیک یا أمیرالمؤمنین، قال علیه‏السلام: إنه لا یستکمل أحد الایمان حتی یعرفنی کنه معرفتی بالنورانیة فاذا عرفنی بهذه المعرفة فقد امتحن الله قلبه للایمان وشرح صدره للاسلام وصار عارفا مستبصرا، ومن قصر عن معرفة ذلک فهو شاک ومرتاب، یاسلمان ویا جندب قالا: لبیک یاأمیرالمؤمنین، قال علیه‏السلام: معرفتی بالنورانیة معرفة الله عزوجل [صفحه 2] ومعرفة الله عزوجل معرفتی بالنورانیة وهو الدین الخالص الذی قال الله تعالی:«وما امروا إلا لیعبدوا الله مخلصین له حنفاء ویقیموا الصلاة ویؤتوا الزکاة[1] وذلک دین القیمة». یقول: ماامروا إلا بنبوة محمد صلی الله علیه وآله وسلم وهو الدین الحنیفیة المحمدیة السمحة، وقوله: «یقیمون الصلاة» فمن أقام ولایتی فقد أقام الصلاة وإقامة ولایتی صعب مستصعب لا یحتمله إلا ملک مقرب أو نبی مرسل أو عبدمؤمن امتحن الله قلبه للایمان. فالملک إذا لم یکن مقربا لم یحتمله، والنبی إذا لم یکن مرسلا لم یحتمله والمؤمن إذا لم یکن ممتحنا لم یحتمله، قلت: یا أمیرالمؤمنین من المؤمن وما نهایته وما حده حتی أعرفه؟ قال علیه‏السلام: یابا عبدالله قلت: لبیک یا أخا رسول‏الله، قال: المؤمن الممتحن هو الذی لا یرد من أمرنا إلیه بشئ إلا شرح صدره لقبوله ولم یشک ولم یرتب.[2] . 



اعلم یا باذر أنا عبدالله عزوجل وخلیفته علی عباده لا تجعلونا أربابا وقولوا فی فضلنا ما شئتم فانکم لا تبلغون کنه ما فینا ولا نهایته، فان الله عزوجل قد أعطانا أکبر وأعظم مما یصفه واصفکم أو یخطر علی قلب أحدکم فاذا عرفتمونا هکذا فأنتم المؤمنون. قال سلمان: قلت: یاأخا رسول‏الله ومن أقام الصلاة أقام ولایتک؟ قال: نعم یا سلمان تصدیق ذلک قوله تعالی فی الکتاب العزیز: «واستعینوا بالصبر والصلاة وإنها لکبیرة إلا علی الخاشعین»[3] فالصبر رسول‏الله صلی الله علیه وآله وسلم والصلاة إقامة ولایتی، فمنها قال الله تعالی: «وإنها لکبیرة» ولم یقل: وإنهما لکبیرة لان الولایة کبیرة حملها إلا علی الخاشعین، والخاشعون هم الشیعة المستبصرون، وذلک لان [صفحه 3] أهل الاقاویل من المرجئة والقدریة والخوارج وغیرهم من الناصبیة یقرون لمحمد[4] صلی الله علیه وآله لیس بینهم خلاف وهم مختلفون فی ولایتی منکرون لذلک جاحدون بها إلا القلیل. وهم الذین وصفهم الله فی کتابه العزیز فقال: «إنها لکبیرة إلا علی الخاشعین «وقال الله تعالی فی موضع آخر فی کتابه العزیز فی نبوة محمد صلی الله علیه وآله وسلم وفی ولایتی فقال عزوجل: «وبئر معطلة وقصر مشید»[5] فالقصر محمد والبئر المعطلة ولایتی عطلوها وجحدوها، ومن لم یقر بولایتی لم ینفعه الاقرار بنبوة محمد صلی الله علیه وآله وسلم ألا إنهما مقرونان. وذلک أن النبی صلی الله علیه وآله وسلم نبی مرسل وهو إمام الخلق، وعلی من بعده إمام الخلق ووصی محمد صلی الله علیه وآله، کما قال له النبی صلی الله علیه وآله: «أنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی» وأولنا محمد وأوسطنا محمد وآخرنا محمد، فمن استکمل معرفتی فهو علی الدین القیم کما قال الله تعالی: «وذلک دین القیمة»[6] وسابین ذلک بعون الله وتوفیقه. یا سلمان ویا جندب قالا: لبیک یا أمیرالمؤمنین صلوات الله علیک. قال: کنت أنا ومحمد نورا واحدا من نور الله عزوجل، فأمر الله تبارک وتعالی ذلک النور أن یشق فقال للنصف: کن محمدا وقال للنصف: کن علیا، فمنها قال رسول‏الله صلی الله علیه وآله وسلم: «علی منی وأنا من علی ولا یؤدی عنی إلا علی» وقد وجه أبابکرببراءة إلی مکة فنزل جبرئیل علیه‏السلام فقال: یا محمد قال: لبیک، قال:إن الله یأمرک أن تؤدیها أنت أو رجل عنک، فوجهنی فی استرداد أبی‏بکر فرددته فوجد فی نفسه وقال: یا رسول‏الله أنزل فی القرآن؟ قال: لا ولکن لا یؤدی إلا أنا أو علی. یا سلمان ویا جندب قالا: لبیک یا أخا رسول‏الله، قال علیه‏السلام: من لا یصلح لحمل [صفحه 4] صحیفة یؤدیها عن رسول‏الله صلی الله علیه وآله وسلم کیف یصلح للامامة؟ یا سلمان ویا جندب فأنا ورسول‏الله صلی الله علیه وآله وسلم کنا نورا واحدا صار رسول‏الله صلی الله علیه وآله وسلم محمد المصطفی، وصرت أنا وصیه المرتضی، وصار محمد الناطق، وصرت أنا الصامت، وإنه لا بد فی کل عصر من الاعصار أن یکون فیه ناطق وصامت، یا سلمان صار محمد المنذر وصرت أنا الهادی، وذلک قوله:عزوجل: «إنما أنت منذر ولکل قوم هاد»[7] فرسول‏الله صلی الله علیه وآله وسلم المنذر وأنا الهادی. «الله یعلم ما تحمل کل انثی وما تغیض الارحام وما تزداد وکل شئ عنده بمقدار عالم الغیب والشهادة الکبیر المتعال سواء منکم من أسر القول ومن جهر به و من هو مستخف باللیل وسارب بالنهار له معقبات من بین یدیه ومن خلفه یحفظونه من أمر الله».[8] . قال: فضرب علیه‏السلام بیده علی الاخری وقال: صار محمد صاحب الجمع وصرت أنا صاحب النشر، وصار محمد صاحب الجنة وصرت أنا صاحب النار، أقول لها: خذی هذا وذری هذا، وصار محمد صلی الله علیه وآله وسلم صاحب الرجفة وصرت أنا صاحب الهدة[9] أناصاحب اللوح المحفوظ ألهمنی الله عزوجل علم ما فیه. نعم یا سلمان ویا جندب وصار محمد یس والقرآن الحکیم،[10] وصار محمد ن والقلم، [11] وصار محمد طه ما أنزلنا علیک القرآن لتشقی،[12] وصار محمد صاحب الدلالات، وصرت أنا صاحب المعجزات والآیات، وصار محمد خاتم النبیین وصرت [صفحه 5] أنا خاتم الوصیین، وأنا الصراط المستقیم[13] وأنا النبأ العظیم الذی هم فیه مختلفونولا أحد اختلف إلا فی ولایتی، وصارمحمد صاحب الدعوة وصرت أنا صاحب السیف، وصار محمد نبیا مرسلا وصرت أنا صاحب أمر النبی صلی الله علیه وآله وسلم قال الله عزوجل: «یلقی الروح من أمره علی من یشاء من عباده»[15] وهو روح الله لا یعطیه ولا یلقی هذا الروح إلا علی ملک مقرب أو نبی مرسل أو وصی منتجب، فمن أعطاه الله هذا الروح فقد أبانه من الناس وفوض إلیه القدرة وأحیی الموتی وعلم بما کان وما یکون وسار من المشرق إلی المغرب ومن المغرب إلی المشرق فی لحظة عین، وعلم ما فی الضمائر والقلوب وعلم ما فی السموات والارض. یا سلمان ویا جندب وصار محمد الذکر الذی قال الله عزوجل: «قد أنزل الله إلیکم ذکرا رسولا یتلو علیکم آیات الله»[16] إنی اعطیت علم المنایا والبلایا وفصل الخطاب، واستودعت علم القرآن وما هو کائن إلی یوم القیامة، ومحمد صلی الله علیه وآله وسلم أقام الحجة حجة للناس، وصرت أنا حجة الله عزوجل، جعل الله لی ما لم یجعل لاحد من الاولین والآخرین لا لنبی مرسل ولا لملک مقرب. یا سلمان ویا جندب قالا: لبیک یا أمیرالمؤمنین، قال علیه‏السلام: أنا الذی حملت نوحا فی السفینة بأمر ربی، وأنا الذی أخرجت یونس من بطن الحوت باذن ربی وأنا الذی جاوزت بموسی بن عمران البحر بأمر ربی، وأنا الذی أخرجت إبراهیم من النار باذن ربی، وأنا الذی أجریت أنهارها وفجرت عیونها وغرست أشجارها باذن ربی. وأنا عذاب یوم الظلة، وأنا المنادی من مکان قریب قد سمعه الثقلان: الجن والانس وفهمه قوم. [صفحه 6] إنی لاسمع کل قوم[17] الجبارین والمنافقین بلغاتهم وأنا الخضر عالم موسی وأنا معلم سلیمان بن داود وأنا ذو القرنین وأنا قدرة الله عزوجل. یا سلمان ویا جندب أنا محمد ومحمد أنا وأنا من محمد ومحمد منی، قال الله تعالی: «مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان».[18] . یا سلمان ویا جندب قالا: لبیک یا أمیرالمؤمنین، قال: إن میتنا لم یمت وغائبنا لم یغب وإن قتلانا لن یقتلوا. 



یا سلمان ویا جندب قالا: لبیک صلوات الله علیک، قال: علیه‏السلام: أنا أمیر کل مؤمن ومؤمنة ممن مضی وممن بقی، وایدت بروح العظمة، وإنما أنا عبد من عبیدالله لا تسمونا أربابا وقولوا فی فضلنا ما شئتم فإنکم لن تبلغوا من فضلنا کنه ما جعله الله لنا، ولا معشار العشر. لانا آیات الله ودلائله، وحجج الله وخلفاؤه وامناؤه وأئمته، ووجه الله وعین الله ولسان الله، بنا یعذب الله عباده وبنا یثیب ومن بین خلقه طهرنا واختارنا واصطفانا، ولو قال قائل: لم وکیف وفیم؟ لکفر وأشرک، لانه لا یسأل عما یفعل وهم یسألون. یا سلمان ویا جندب قالا: لبیک یا أمیرالمؤمنین صلوات الله علیک، قال علیه‏السلام: من آمن بما قلت وصدق بما بینت وفسرت وشرحت وأوضحت ونورت وبرهنت فهو مؤمن ممتحن امتحن الله قلبه للایمان وشرح صدره للاسلام وهو عارف مستبصر قد انتهی وبلغ وکمل، ومن شک وعند وجحد ووقف وتحیر وارتاب فهو مقصر وناصب. یا سلمان ویا جندب، قالا: لبیک یا أمیرالمؤمنین صلوات الله علیک، قال علیه‏السلام: أنا احیی وامیت باذن ربی، أنا انبئکم بما تأکلون وما تدخرون فی بیوتکم باذن ربی، وأنا عالم بضمائر قلوبکم والائمة من أولادی علیهم‏السلام یعلمون ویفعلون هذا إذا أحبوا وأرادوا لانا کلنا واحد، أولنا محمد وآخرنا محمد وأوسطنا محمد وکلنا محمد [صفحه 7] فلا تفرقوا بیننا، ونحن إذا شئنا شاء الله وإذا کرهنا کره الله، الویل کل الویل لمن أنکر فضلنا وخصوصیتنا، وما أعطانا الله ربنا لان من أنکر شیئا مما أعطانا الله فقد أنکر قدرة الله عزوجل ومشیته فینا. یا سلمان ویا جندب، قالا: لبیک یا أمیرالمؤمنین صلوات الله علیک، قال علیه‏السلام: لقد أعطانا الله ربنا ما هو أجل وأعظم وأعلی وأکبر من هذا کله قلنا: یا أمیرالمؤمنین ما الذی أعطاکم ما هو أعظم وأجل من هذا کله؟ قال: قد أعطانا ربنا عزوجل علمنا للاسم الاعظم الذی لو شئنا خرقت السماوات والارض والجنة والنار ونعرج به إلی السماء ونهبط به الارض ونغرب ونشرق وننتهی به إلی العرش فنجلس[19] علیه بین یدی الله عزوجل ویطیعنا کل شئ حتی السموات والارض والشمس والقمروالنجوم والجبال والشجر والدواب والبحار والجنة والنار، أعطانا الله ذلک کله بالاسم الاعظم الذی علمنا وخصنا به، ومع هذا کله نأکل ونشرب ونمشی فی الاسواق ونعمل هذه الاشیاء بأمر ربنا ونحن عبادالله المکرمون الذین لا یسبقونه بالقول وهم بأمره یعملون. 



وجعلنا معصومین مطهرین وفضلنا علی کثیر من عباده المؤمنین، فنحن نقول: الحمد لله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله وحقت کلمة العذاب علی الکافرین، أعنی الجاحدین بکل ما أعطانا الله من الفضل والاحسان، یاسلمان ویا جندب فهذا معرفتی بالنورانیة فتمسک بها راشدا فانه لا یبلغ أحد من شیعتنا حد الاستبصار حتی یعرفنی بالنورانیة فاذا عرفنی بها کان مستبصرا بالغا کاملا قد خاض بحرا من العلم، وارتقی درجه من الفضل، واطلع علی سر من سر الله، ومکنون خزائنه.[20] . 



1-لبینة: 5. 



2-فی نسخة: ولم یرتد. 



3-البقرة: 45. 



4-فی نسخة: بمحمد. 



5-الحج: 15. 



6-البینة: 5. 



7-الرعد: 7. 



8-الرعد: 8 تا 11. 



9-الهدة: صوت وقع الحائط ونحوه وفی الخبر: «اعوذ بک من الهد والهدة» وفسر الهد بالهدم والهدة بالخسف، والهد: صوت ما یقع من السماء. 



10-یس: 1 و 2. 



11-القلم: 1. 



12-طه: 1 و 2. 



13-الفاتحة: 6. 



14-النبأ: 2 و 3. 



15-المؤمن: 15. 



16-الطلاق: 10 و 11. 



17-فی نسخة: کل یوم. 



18-الرحمن: 19 و 20. 



19-هذا کنایة عن شدة قربهم وعظم منزلتهم عند الله، أو کنایة عن احاطتهم العلمیة بامور السماوات والارضین بافاضة الله تعالی ایاهم أو قدرتهم بها ومطاعیتهم عندها. 



20-لم نجد هذا الکتاب.