تبلیغات
در این وبلاگ گنجی بس عظیم نهفته است... - شرح دعای عرفه -1

اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ / خداى را سپاس كه براى حكمش برگرداننده‏اى نیست .

قضای الهی برای انسان همان غذای روحانی است که در انسان مقدر کرده و چه بخواهی و چه نخواهی باید آن را بخوری و بچشی ، حالا اگر خودت خوردی تبدیل به توحید می شود و اگر نخوردی به تو می خورانند و تبدیل به شیطان می شود ، یعنی اگر تسلیم باشی توحید می گیری و اگر تسلیم نباشی تسلیمت می کنند یعنی این غذا چه بخواهی و چه نخواهی از درونت می جوشد ، اگر درست استفاده کنی توحید می شود ، آرام می شوی ، اگر درست استفاده نکنی نا آرام می شوی ، سوال شد پس قضاء الهی همان غذای توحیدی است در انسان ؟ فرمودند : قضاء الهی همان وجود خدا است در انسان ، یعنی هر که با خدا و راضی به رضای خدا باشد از قضا و قدر الهی می تواند استفاده کند یعنی می تواند انرژی اش را از خدا بگیرد اما کسی که با خدا همراه نباشد نمی تواند استفاده کند ،

وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ / و براى بخشش بازدارنده‏اى نیست

مالکیت انسان دست خود خدا است ، انسان الکی ادعای مالکیت می کند ، ما از طریق بصر فکر می کنیم مالک هستیم ، شیطان هم بصری گول خورد ، چونکه وجود از جایی می آید که هیچ کسی نمیداند این وجود از کجا می آید ، موقعی که تبدیل به وجود می شود انسانها می فهمند که وجود دارند و ملتفت بودنشان می شوند ، بعد که تبدیل به نور می شود می فهمند تبدیل به نور شده اند ، وقتی تبدیل به عقل شدند می فهمند که عقل دارند ، وجود که به خیال می آید تکثر پیدا می کند ، در تکثرات دیگر اینجا شیطان مالکیت می گیرد ، انسانها مالکیت می گیرند ، هرکسی مالکیت خیال را بگیرد او شیطان است .

وَلا كَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ / و ساخته هیچ سازنده‏اى همانند ساخته‏ او نیست .

بصیرت و ساخت و سازی که خدا دارد هیچ کسی ندارد ، اگر کسی صنعی هم دارد یعنی از بصیرت شیطانی انسانها خرج می شود ، الان هرچه در این عالم مثل برق و اینترنت و... اینها همه دستاورد خیال انسان است منتهای مراتب اگر همین را درست استفاده کنند بر می گردند به همان حد و حدود خودشان که خدا برایشان اندازه گرفته است .

وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ / و او سخاوتمند وسعت‏ بخش است.

او بخشنده و جلوه گر است به انسانها جلوه می دهد ، مردم فکر می کنند خودشان جلوه پیدا کرده اند ، جلوه دهنده یعنی کسی که رشد می دهد ، انسانها فکر می کنند که خودشان رشد کرده اند ، مثل بچه ای که در خانه پدر و مادر از نظر جسمانی رشد می کند فکر می کند که خودش رشد می کند نمی داند که از قبال پدر و مادر دارد رشد می کند ، هنوز به آن افکار خدایی نرسیده است ، جواد می شود بخشنده ، جلوه کننده ، بزرگ کننده ، انسانها را بزرگ می کند ، ما اینجا از دام بزرگ فرار می کنیم به دام دلمان می رویم که هر کاری دلمان خواست بکنیم ، از دام بزرگ فرار می کنیم یعنی ناراحتیم ، ناراحتیم از اینکه بخواهیم بندگی کنیم ، می خواهیم که خدا بنده ما باشد ، جواد او است ، یعنی مثلا شما می خواهی یک مغازه ای باز کنی ، خدا می گوید بیا من پروانه اش را به تو می دهم و این دکان را به تو واگذار می کنم به تو ، ما هم اگر بخواهیم آدم بشویم باید پروانه آدمیت را از او بگیریم ، محبت اهل بیت(ع) را بگیریم ، که ریشه داشته باشیم ، تا بعد مثل او جواد شویم ، مثل او بخشنده شویم مثل او نور بگیریم ، و مجوز ما هم محبت امیر الموئمنین (ع) است ، الان مردم زندگی می کنند اما مجوز ندارند ، برای همین شیطانی زندگی می کنند .

فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ / انواع مخلوقات را پدید آورد .

شما الان حساب کنید که نفستان از کجا می آید ، نفس شما از نیستی می آید ، یعنی از نیستی نفس می کشی و در هستی زندگی می کنی ، در هر نفسی از نیستی به هستی می آیی و دوباره طعم هستی را به نیستی می دهی ، لذا اگر خدا سم ما را نگیرد ما زندگی نداریم ، همین نفسی که وارد می شود پر از سم است ، یعنی ما نفس پاک از خدا می گیریم و نفس ناپاک به فطرت خداییمان می دهیم ، مثلا شما یک انسان سیگاری را حساب کن نفس پاک را می گیرد با دود سیگار بیرون می دهد ، ما هم نفس پاک از درونمان به بیرون می آید با نفس ناپاک می دهیم به درون خودمان ، اگر هر چیزی را خدا سمش را از ما نگیرد وآثارش را به ما ندهد ما هستی نخواهیم داشت .

واَتْقَنَ بِحِكْمَتِهِ الصَّنائِعَ / و ساخته‏ها را با حكمتش محكم نمود.

بر روی حرف خدا هیچ حرفی نیست ، همه چیز را استوار کرده ، هر کسی به هر طرف بپیچد ، اما راه خدا عوض نمی شود استوار است ، مو لای درزش نمی رود ، چون این عالم را عقلانی درست کرده ، از طریق عقل ساخته نه از طریق احساس ، احساس انسان از طریق جهل انسان است ، اگر عاقل شوی همین دنیا می شود بهشت ، و اگر عاقل نشوی همین دنیا می شود جهنم ، دنیا بر تو سوار می شود ، چون احساست در بیرون خواسته هایی دارد که می آید بر عقلت سوار می شود و تو دیگر نمی توانی نفس بکشی ، نمی توانی نفس روحانی از داخلت بیاوری بالا ، سمی می آید و سمی می رود ، کسانی که محبت دنیا دارند نفسشان سمی است ، نفسشان حیوانی است ، محبت اهل بیت(ع) تصفیه خانه قلب است ، قبل را تصفیه می کند خودش را می سازد ،

لا تَخْفى عَلَیْهِ الطَّلایِـعُ / طلیعه‏ها بر او پوشیده‏ نمى‏ماند.

شما هر کاری بکنی از خدا جلوتر نیستی ، خدا جلوی تو است ، در هر جلوه ای و در هر نفسی ، خدا جلوی تو است دارد تو را می بیند ، تو بی خود جلوه می دهی خودت را .

وَلا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ / و ودیعه‏ها نزد او ضایع نمى‏شود.

هیچ چیزی از نظر خدا پنهان نیست هیچ واقعه ای نزد خدا پنهان نیست ، ما داریم پنهان کاری می کنیم ، خدا می گوید تو اگر در خانه ات کاری می کنی اگر همین کارت را در خیابان انجام دادی نباید خجالت بکشی ، هر حرفی را که با کسی گفتی اگر در یک جمعی بخواهی بتوانی بگویی خجالت نکشی چون خدا همه حال جلوی تو هست ، اما ما در خانه یکجور رفتار می کنیم و در بیرون یک جور دیگر ، اینجا طوری حرف می زنیم و جای دیگر طوری دیگر ، ظاهر ما یک چیز است ، باطن ما یک چیز دیگر است ، همخوانی ندارد ، برای همین ما همیشه آشفته هستیم ، اگر ظاهر و باطن ما یکی شود از آشفتگی خلاص می شویم .

جازى كُلِّ صانِعٍ وَرائِشُ كُلِّ قانعٍ / پاداش‏دهنده‏ هر سازنده،و بى‏نیازكننده هر قناعت‏گر

اگر قانع باشی من وسیله قانعیت یعنی وسیله ایمان را برایت فراهم می کنم ، اما اگر قانع نباشی خودت باید بروی دنبال وسیله ، اما اگر در هر کاری قانع باشی در هر کاری ، یعنی هر چیزی که می خواهی را برای خدا و بنده خدا بخواهی خدا وسایلش را برایت فراهم می کند ، خدا مال قناعت کننده ها است ، مال کسانی است که در بیرون جلوه غیر خدایی نمی کنند .

وَراحِمُ كُلِّ ضارِعٍ / و رحم‏كننده و بر هر نالان و دلسوخته

اینکه دلش می سوزد ازروی فطرت خدایی دلش می سوزد ، یعنی پشتیبان تو خود خدا است ، چون از فطرت خدایی است که دل می سوزد ، ما چون ایمان نداریم سوز ایمان را نداریم ، انسان کامل سوز ایمان دارد از درون می جوشد از درون علم و ایمانش را می گیرد ، وقتی شما از بیرون سوزت را ، خواسته هایت را می گیری از دکان می گیری از دنیا می گیری ، خب پول بدستت می آید خوشحالی ، پول را از دست می دهی ناراحتی این سوز شیطانی است دیگر ، اما اگر سوزت را از باطنت بگیری خدا پشتیبانت است ،

وَمُنْزِلُ الْمَنافِعِ / و فرو فرستنده سودها

خدا منافعت را در نظر گرفته ، در این دنیا که تو را آورده است منافعت را در نظر گرفته است ، منافع انسان ایمان انسان است ، ما بیرون از خودمان دنبال منافع مان می گردیم .

وَالْكِتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ / و نازل‏كننده كتاب جامع‏ با نور درخشان است.

کتاب جامع یعنی خدا در همه یک ایمان جامعی گذاشته است ، در داخل انسانها کتاب جامع گذاشته است ، از اینجا است که در انسان نور و روشنایی می آید ، اگر فراز های اول دعا را کسی بفهمد اینجا به روشنایی می رسد ، چراغ انسان از طریق کتاب روشن می شود یعنی کتابی که می تواند با آن خودش را بشناسد ، اگر کسی ایمانش را بفهمد همان روشنایی کتاب خودش است در خودش ، مثلا این فراز های اول آمده تا این چراغ روشن شود ، یعنی دفتر انسان ورق بخورد ، امام حسین(ع) دفترش را ورق می زند ، چراغ که روشن می شود با اعضای خودش صحبت می کند ، یعنی همنشینهایی که در وجودش هستند با آنها صحبت می کند .